آمد شبی برهنه ام از در
چو روح آب
در سینه اش
دو ماهی و در دستش آینه
گیسوی خیس او خزه بو، چون خزه به هم.
من بانگ بر گشیدم از آستان یاس:
- آه ای یقین یافته، بازت نمی نهم!
از این جای این دنیا ......ما را در سایت از این جای این دنیا ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 183