از این جای این دنیا ...

خرید بک لینک

هیچ سوالی نمیکنی،
چون وقتی هیچ درخواستی نکنی، مجبورم نیستی جواب رد بشنوی!
زمانی بعد :
تسئل علی ی! تعلو بسوال !
بپرس از من، تو بالاتر می روی به این خواهش!

از این جای این دنیا ......

ما را در سایت از این جای این دنیا ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1403 ساعت: 21:54

یا اصرح من التوضیح؟ چه میدونم؟ علی ای تقدیر :چایی آورده میگه چی میخای با چایی؟ میگم شعر، یکم، شاعرکم ! میگه : صدغ الحبیب و حالی، کلاهما لیالی ! و ثغره فی الصفا و ادمعی اللآلی ...میگم بی انصاف؛ حال خودت کاری نداریم. ولی این ترفیع نام و مقام از غلام؟ چطو بی خبر؟ میگه : خوش انصاف؛ حالا که دارم میرم، لااقل منو دلبر صدا کن! کاری با حالم نداری، قبول. ولی انذارت میدهم از آن شیوه ی رگباری جنات من تحتها الانهار، ها؟ میگم : بی معرفت؛ شیوه ی جنات من تحتها الانهار، رسم محبوب عزیز و دلبر عیار نیست، لااقل بیا نصف نصف، نهر و انهار و بحارش سهم من، جنت و جنات و جانش، چشم و ابروهای تو. میگه : خوش معرفت، حالا که ابرو هم نمونده؟؟ لااقل ... لااقل این را بگو اصلن، سایه ی جنات را که دیده ای؟! ...یعنی چرا اینجا استخر نداره؟ الان من چجوری خودم و خفه کنم؟ خب بلد نیستم بداهه یک چیزی بگم قشنگ در بیاد. به جون مامانم ببخشید. خیلی ام سایه هاش و دیدم، آبی آسمانی. خیلی ام قشنگه. خیلی ام بهت میاد. سایه ی حمراء! اوه اوه. گند زدم باز! از این جای این دنیا ......ادامه مطلب

ما را در سایت از این جای این دنیا ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1403 ساعت: 21:54

هی! رفیق! هی! نرفته آن سر گذشت از یاد هنوز :اینکه یکه میرفتم در دل آفاق سیاهی و ره می بردم سرمست تباهی و از گناهان خود مسرور، و هیچ خبرم نبود از هیچ کسی،هیچ نفسی، هیچ نگاهی؛ تو آمدی و جهانم تازه شد! تو نجاتم دادی! من؛ این راست است که جستن اش را پائی نفرسودم؛ دمی نیاشفتم، خیالی بر نتافتم، نه! قدری فقط نگاه، گرداندم، بی که سری بچرخانم، و خود آنجا بود، تمام زندگی ام ، بر درگاه خانه اش:کان قند مکرر : پر شورترین عشق مولتی کالچرال تمام دوران ها! در فاصله ای کمتر از حتی یک گام : مشرق و مغرب تمام کشورها! و نمی دانم چرا این ساکت مغرور، ناگهان با خود چنین گفت : سادگی و معصومیت اش را !به خدا این راست است که بی حساب روزی میدهد خدای او، هر بنده ای را، که بخواهد! و مرا پذیرفت، گویا غریبی، وطنش را! و حالا : چه با تو زیباتر و مهربان تر شده هرچیز، حتی من، حتی زیبایی! به هر طرف که می روم: فقط روشنی نگاهت. حتی پاییز، با آن قله ها و ابرهای در همش.دست خوش! به این دنیای زیبایی که ساخته ای.ای تمام مفاهیمی که میخواهم و نیاز دارم! ای نور! ای شور! ای رنگ! ای عطر! ای موج! ای جنب و جوش! ای تمام زندگی، شور زندگی! ای شور شیرینم!جستن ات را پا نفرسودم، حتی یک گام! تو خود یافتی مرا. از آخرین نقطه ی مرزهای تنهایی و نجاتم دادی. یادم هست. و اما بعد : اومده میگه حالا کو بلند بخون ببینیم چی نوشتی؟ و منو باش: با یه ذوق و شوقی شروع کردم، همون بند اول نخونده بلند شد گفت: پاشو پاشو، همچی بزنمت که حال کنی! ( می دونی؟ این حرکتش به مثابه تواضع و فروتنی و شکسته نفسی و غیره و غیره و غیره می باشد)سویت هارت ، یعنی جاست، ایون، آنلی یو کن میک دی سنس. از این جای این دنیا ......ادامه مطلب

ما را در سایت از این جای این دنیا ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1403 ساعت: 21:54

همیشه اون طوری که فک میکنیم پیش نمیره. زندگی ؛ غافلگیرت میکنه!منکه دیگه عادت کردم مثل نمکی فقط میخندم به این غافلگیری ها. و گاهی وقتا با اینکه حساب همه چی و کردی. اما دقیقا همه چی برعکس میشه. دقیقا تو لحظه ی آخر! و اتفاقا با خودت میگی چقد بهتره اینجوری. قشنگتره.مشهد نرفتیم. البته هنوز. و اوضاع کار من گره خورده. و نشستیم جلو کولر آخرین کلوچه های نذری که دیروز مامان شکرانه درست کرده بود و با چای آتیشی میخوریم. به افق پر حرارت این کویر خیره شدیم. و هر از گاهی در سکوت، هم زمان برمیگردم به هم نگا میکنیم. و میدونی؟ دلم میخاد این لحظه تا ابد ادامه داشته باشه. دوست دارم : جوری که نگام میکنه. انگار ته قلبم و راحت میتونه ببینه. واسه همین لازم نیست چیزی بگم.یه فیلم دیدیم. دفترچه خاطرات. قشنگ بود. ولی یکم طولانی بود. من آخراش خوابم گرفت. دیشب که نزاشت بخوابیم. صبح هم که کار داشتم باید زود میرفتم . مثل شب قبلش. و اون شب قبل تر، که داشتیم بار و بندیل می بستیم. و خوشحالی میکردیم.گفتم یواشکی نشستکی یکم چرت بزنم. یه نگاه کردم :خوابش برده ! بیهوش شده!این همه منو میگفت نخوابی ها؟و حالا خودش مثل یه بچه کوالا خوابش برده !و گاهی ام لپ و دماغش و می خارونه. عی چی محکم می خارونه! از این جای این دنیا ......ادامه مطلب

ما را در سایت از این جای این دنیا ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 16:14

دوام ! چیزی مداوم نباشه یعنی ولش!میگه : حتی بهترین چیزایی هست مثلا محبت، وفا، معرفت، صمیمیت، عزت، بزرگی و جوانمردی، اگه تضمینی بش نیست. نیست! شترررق!- ناموسن یک لحظه نزن . من نفهمیدم. یعنی چی تضمین؟- ( یاااا ، اودا! ) یعنی امکان بیمه کردن. ضمانت تداوم. این چیزا مدت ها بوده و ثبات داشته تا اینکه معنا پیدا کرده.ولی خودم تا حالا هر چی دیدم بیمه کردند، سوخته، یا خراب شده؟مگه میشه صمیمیت رم بیمه کرد؟!!چیزایی که دو تا طرف داره، چجوری ضمانت کنیم خراب نمیشه؟ یا اگه خراب شد دوباره یکی دیگه میدن بمون.چجوری وفا رو بیمه کنیم؟انسان بودن؛ گاهی وقتا چرا اینقدر پیچیده به نظر می رسه.سلامت، در جسم یک فرد، در روح یک فرد، در ارتباطات یک فرد،و بیماری ها، در فرد، در اجتماع! علائم بیماری یک جامعه! علائم سلامت!- ( گورررس ! ) میگه: سیستم وقتی درست کار میکنه که همه ی اجزا سالم باشند. تو خودت و جزو یک سیستم میدونی؟ اون کدومه؟- خانواده !؟ نمیدونم ! ( شتلق، یشتلق، مشتلقات )هر سیستم یک حلقه داره که وضعیت سلامت و چک میکنه. در سیستم تو این حلقه چیه؟این چکر چجوری کار میکنه؟ تمام خط تولید و چک میکنه؟ یا اون آخر می شینه و فقط نتیجه رو؟- مال من؟ به جون مامانم فقط مراقب اینه کسی صب خواب نمونه حتمن بره سر کارش. بقیه ی چیزا رو چک نمیکنه. وقتی من رفتم خودش میگیره می خوابه حتی گوشی هم جواب نمیده. چند بار وسط کار از نگرانی مجبور شدم بیام خونه ببینم حالش خوبه یا نه؟ نکنه گاز خفش کرده؟ اومدم که راحت خوابیده. صبونه هم حتی نخورده. کولرم روشن نکرده. معرکه است! به نظرم چکر من خراب شده، یکی باس خودش و چک کنه ، از گشنگی تشنگی نمیره!تو جامعه چه حلقه ایه؟ که بیماری و سلامت رو چک میکنه؟ چرا تازگیا اونم درست کار نمیکنه؟ کی میتون از این جای این دنیا ......ادامه مطلب

ما را در سایت از این جای این دنیا ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 16:14

صفحه بندی