گرم، یعنی صدای تو که سلامم میکنی،
امید ، یعنی خرابی یک مهره ی کوچک چرخ خیاطی ات،
و بقیه ی زندگی حکایتی است که در حضور نگاه تو میگذرد :
آرامشی که لیس کمثله شیء!
و افتح لی مصاریع الصباح ...
هر وقتی که این سر پر سودا، هوس تازه ای میکند :
میروم فقط به سمت بساط چای!
هوس صدای تو: چای و لیمو!
هوس شانه ات : چای و دارچین!
هوس نگاهت: چای و هل و بیدمشک و نبات!
و به این فکر میکنم: هیچ کجا طعم چای های خانه ات را ندارد!
ما را در سایت از این جای این دنیا ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 20