خودت را به من بنوشان !
همچون همیشه؛ شیرین و گوارا ؛
سیال و جوشان ، این ذات نرم و ملایم و خنک آب را ماننده شو ! مرا سیراب کن !
به تو گفته ام بارها : هرگز گرسنه ی تو نیستم! مست توام! تشنه ی توام ! فقط مرا سیرابم کن ! فقط تشنه ی توام !
مثل آن شب ، که مرداد به نیمه می رسید :
بی خبر بیا!
سینه ات را بگشا ! و گیسوانت را بر من بیاویز !
در چشمهای من خیره شو! و با نگاهت این چنین فریاد کن:
ای تشنه ! مرا بنوش ! مرا بنوش !
از این جای این دنیا ......ما را در سایت از این جای این دنیا ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 93